شگردهای شبکه های هرمی برای کلاهبرداری کدام اند؟

به راستی شگردهای شبکه های هرمی برای کلاهبرداری کدام اند؟ در این مطلب می خواهیم با خصوصیات و رفتارهای این گونه شرکت ها آشنا شویم، پس با ما همراه باشید.
بازاریابی که قدمتش به دهه ٣٠ میلادی در آمریکا میرسد و در جوامع مختلف نمودهای متفاوتی داشته است. خاطره تاریخی نهچندان دور ایرانیها، گلدکوئیستها را به یاد دارد. آزمونی که به بنبست رسید و بسیاری از کسانی که رویاهایشان را در این شرکتها جستوجو میکردند سرنوشتی جز کلاهبرداری و سرخوردگی نصیبشان نشد، اما هنوز هم بازارهای عنکبوتی در ایران مشتریان خودش را دارد.
حالا این شرکتها به گفته منتقدان با لباسی نو در پوشش شرکتهای بازاریابی شبکهای خود را برای آدمهایی که درآمد بالا و بیدردسر وسوسهشان میکند، عرضه میکنند و از تحقق رویاها و آرزوهای دستنیافتنی سخن میگویند. اگرچه عدهای مدعیاند فعالیت در این شرکتها بهنفعشان بوده و توانستهاند به درآمد برسند، اما باید منتظر ماند و دید دوباره داستان کوئیستها چه زمانی تکرار میشود.
این گونه شرکت ها افراد را مجبور به خرید لوازم آرایشی، صنایعدستی، چای، موادغذایی و… می کنند، و هرماه باید این کار را انجام دهند و گرنه از لیست اعضا خارج شده و سودی به آن ها تعلق نمی گیرد، و یا این که بعضی شرکت های دیگر فقط یک بار خرید اجباری برای اعضای خود در نظر گرفته اند که آن هم مبلغ کمی نیست!
طرح هایی که منجر به تشکیل انبار Head Hunting و پرداخت پاداش از طرف شرکت در ازای جذب افراد دیگر می شوند، نیز کاملا غیرقانونی و ممنوع می باشند.
و اکنون از کجا بفهمیم که کدام شرکت هرمی بوده و فعالیت آن غیر قانونی می باشد؟ عناصر بالقوه که توسط ارگان های ذیربط برای تشخیص و تعیین طرح های هرمی باید مورد توجه قرار گیرند، به شرح زیر است:
1-محصولاتی که هیج بازار واقعی در جهان ندارند.
2-محصولاتی که با قیمت های گران فروخته می شوند.
3-خرید های اجباری محصولات شرکت
4-طرح هایی که نتیجه آن صرفاً گسترش شبکه توزیع کننده است.
5-الزام به سرمایه گذاری نقدی قابل توجه
6-خرید های اجباری محصولات یا خدمات فرعی یا جانبی
7-طرح هایی که در آن محصولات شرکت کلاً یا به نحو قابل توجهی تنها مورد مصرف توزیع کنندگان واقع می شود.
8-طرح هایی که در آن توزیع کنندگان در موقعی که ادامه فعالیت نمی نمایند با لیست قابل توجهی از کالاهای فروخته نشده مواجه می شوند.
9-طرح هایی که در آن توزیع کنندگان بیش از آن که کالایی را از روی نیاز واقعی بخرند، آن را برای پیشرفت در پلن خریداری می نمایند.
10-طرح هایی که اگر اعضای آن خرید ننمایند با شکست روبه رو می شوند.
11-طرح هایی که هیچ تاکیدی بر خرده فروشی به کسانی که مشتری نهایی هستند و در طرح عضو نمی شوند، ندارند.
12-طرح هایی که در آن توزیع کنندگان را به شرکت کردن معنادار پس از آن که توزیع کننده شوند، الزام نمی نماید.
13-طرح هایی که در آن دستمزدهای پرداختی به توزیع کنندگان بابت قرار گرفتن در سطوح بالا پرداخت می شود.
14-طرح هایی که در آنها پرداخت کمیسیون ها بر اساس خرده فروشی های واقعی نمی باشد.
15-طرح هایی که در آنها تاکید بیشتر بر عضوگیری است تا بر فروش محصول.
16-طرح هایی که شامل عناصر طرح های بخت آزمایی است که این طرح ها عمدتاً مبتنی بر شانس است تا مبتنی به تلاش هایی با حسن نیت برای فروش.
17-درآمدهای مبتنی بر تدلیس یا درآمدهای غیر منطقی مبتنی بر معرفی ها.
من به شخصه دوستان زیادی را دیده ام که عضو این شبکه ها شده اند، از اولین شرکت های هرمی مثل گولدکوئیست تا شرکت های جدید تازه پوست انداخته که، متاسفانه هیچ کدام از آن ها به موفقیتی در این زمینه نرسیده اند، و تنها افرادی مال باخته هستند که عمرشان را در این کار تلف کرده اند.
آنچه مسلم است آن است که طرح های هرمی پایدار نخواهند ماند و همیشه در نهایت سقوط خواهند کرد. پس مردم باید تا جایی که می توانند از خود و فرزندان خود و از پول خود محافظت کنند و فریب هر چیزی که به عنوان «فرصت» در اختیار آنها قرار می گیرند را نخورند.